Wordpress Themes

روز خبرنگار !

Reporter1-site

طرح نوشت: کسی که #قلم به دست میگیرد باید #تقوا ، #صداقت ، #عفاف و #انصاف نسبت به دیگران جزو طبیعت ثانوی اش باشد. “‌امام خامنه ای”
امروز با خودم فکر میکردم چه خوب است که با طرح کوی برای تبریک روز خبرنگار به خبرنگاران متعهد و هم همه اهالی رسانه ای که گاهی برخیشان حتی روزی هم در تقویم ندارند تبریک بگویم. خبرنگاران صادق ،حقیقت طلب و متعهد این دیار که در هر زمینه و حیطه ای ، از مکتوبات تا رسانه های تصویری با قلم ، ضبط صوت یا دوربینشان به مبارزه میپردازند.
+ قاعده صادقت تعهد و حق طلبی خبرنگاران عزیز ، استثنائات بزرگی هم دارد که میگذریم !!
++ برخی خبرنگاران عزیز ترند…

دل نوشت:” هر که را صبح شهادت نیست شام مرگ هست/ بی شهادت مرگ با خسران چه فرقی می‌کند”

قسمت دوم سفرنامه پیاده روی اربعین سال ۹۴ – بهشت موعود یا بهشت مولود ؟!

 DSC_03311
با پیر مرد صحبت می کردم ، میگفت ساکن استرالیا ام..
فارسی را خوب بلد بود..
چنان دست و پا شکسته شروع به عربی صحبت کردن با او کرده بودم که همان اول گفت :” چی میگی ؟! “
با تعجب گفتم: فارسی را خوب بلدید ..
گفت : اهل تکریتم ..
می گفت که داعش بیخ گوشمان است .. میگفت بارزانی رفیق اسرائیل است … و میگفت و میگفت ..
گفتم : فارسی را از کجا میدانید ؟!
گفت هفده سال غیر آزگار تهران بودم، مخالف صدام بودم و دستور اعدامم را صادر کرده بودند ، و من اما از زندان فرار کردم ، آمدم به سردشت و تهران ، رفتم دفتر آیت الله حکیم در تهران ، یک سالی را خانه ای به من دادند … بعدش اما با یک همدانی و یک ترک ، در تبریز و مناطق شمال غرب در تبلیغات جنگ کار میکردم ، تا اینکه به دلیل قوانین سخت مهاجرین در ایران در سال ۱۹۹۹ اقامت استرالیا را گرفتم..
یک همسر ایرانی داشت و یک عراقی..
گفتم : چرا به عراق بازنگشتی ؟!
گفت : آن موقع ها هنوز صدام بود..۱۹۹۹ میلادی.. و صدام ۲۰۰۳ رفت..
گفتم حالا چه طور ؟!
گفت : پسرانم عراقند ، اما من فقط سه ماه به بهانه ی زیارت میایم..
گفتم چرا ؟!
گفت : اینجا خوب نیست..
گفتم: چه می کنی در استرالیا ؟!
گفت : بازنشسته ام
گفتم : قبلش چه میکردی ؟!
گفت : از اولش بازنشسته بودم !! بالای شصت و پنج ساله ها بازنشسته اند..
گفتم : چه قدر حقوق میگیری ؟! چه قدر آب و برق و نان را میپردازی ؟!
گفت : ۲۰۰ دلار حقوق هفتگی بازنشستگی میگیرم و هر پنج عدد نانی را سه دلار و هر سه ماه برق حدودا دویست دلار و هر شش ماه آب صد دلار و هر سه ماه گاز صد و پنجاه دلار در زمستان..
گفتم استرالیا چه طور است ؟!!
گفت: “بهشت است..بهشت..”
و من اما یاد تیتر “بهشت زمینی” سید شهیدان اهل قلم افتادم و او اما یاد بهشت آسمانی به گمانم..  بهشت مولود در مقابل بهشت موعود …
و خداحافظی کردم و التماس دعایی و رفتم ….
فارابی است که میفرماید : ” اتوپیا رویای بازیافتن نظام ثابت گذشته است و و اسایش و آرامش قبل از افتادن در عالم ولادت. ( یعنی جست و جوی بهشت قبل از هبوط ) و ادامه میدهد : غرب در طول تاریخ دوهزار و پانصد ساله ی خود ، تخفیف همه ی درد ها و رخ زردی ها را در رویای استقرار ضرورت عقلی و حکومت عقل جست و جو کرده و خواسته است رویای بهشت را در زمین ، در میان اقیانوس ها و حتی در فضا ، بر مبنای قانون عقل محقق سازد.” (۱)
“همه ی اشتباه در اینجاست که غرب بهشت زمین را بدل از بهشت آسمانی گرفته است و و در خیال اتوپیایی است که در آن بیماری ، مرگ و پیری علاج شده است و انسان می تواند فارغ از گذشت زمان جاودانه مرکوب مرادش را همانگونه که نفس اماره اش میخواهد به جولان در بیاورد و این سوی و آن سوی بتازد. و از همه ی لذایذ ممکن متمتع سازد . “(۲)
—————————————————————
۱)فارابی ، موسس فلسفه اسلامی ، صفحه ۳۲
۲) شهید سید مرتضی آوینی ، توسعه و مبانی تمدن غرب ، صفحه ۲۴

هوا خیلی هم خوب عست !!

Masoomeh-ebtekar-1

طرح نوشت : به حمدالله همه چیز خوب است و گل و بلبل.. سوء تدبیری ها رفع شده و تنها مشکلات بنزین بی کیفیت داخلی و خودروهای فرسوده و .. به لطف واردات بنزین فوق با کیفیت خارجی یورو ۴ و از این حرف ها حل شده است .. دیگر نه آلودگی هوا داریم ، نه ریز گرد ، نه مشکل زیست محیطی.. هر چه بوده برای دولت قبل بوده و فی الحال همه از حسن مدیریت و ابتکارات جناب ابتکار به لطایف الحیلی حل شده است … بدین جهت مدیونید اگر یک درصد هم به فکرتان خطور کند سنگینی هوای این روزها به واسطه ی آلودگی است .. اصلا هوای پاکتر از این روزها ندیده ایم ..

+دولت زنده باد مخالف من و انتقاد پذیر تدبیر کله پایمان نکند صلوات…

دل نوشت: اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است..

سفرنامه پیاده روی اربعین سال ۹۴ (بخش اول – در باب دیکتاتوری پول و اقتصاد صلواتی)

DSC_0274
اینجا اما هیچ چیز مجانی نیست.. به محض استفاده می گویند: (“فولوس”…”فولوس”..) اما دیگر عادت کرده ای به این “اقتصاد صلواتی” .. صلواتی میفرستی ، لبخندی میزنند و به مسیرت ادامه میدهی.
کافیست دو سه روزی را در این مسیر بگذرانی تا ببینی که حتی تمیز کننده سرویس بهداشتی ، واکسی کنار جاده و پسربچه ای که زیر آفتاب سقای بقیه شده است همه شان راضی و خشنود از کارشانند. پول که نمی گیرند هیچ ، حتی از جیبشان میگذارند. اما اینجا همان واکسی کنار خیابان تشنه نمی ماند و آن پسر بچه ی سقا گرسنه نمی ماند و آشپز هر موکب حتی کفشش کثیف نمی ماند.
گوشی ام را روشن می کنم ، در یکی از شبکه های اجتماعی می بینم یکی از دوستانم برایم متنی مقایسه ای ارسال کرده است . مضمون چنین است که یکی دو هفته ی دیگر یکی دو هزار کیلومتر ان طرف تر در کشور مسلمان شیعه ی همسایه (خودمان را میگوید) پیاده روی دیگر است .. زائران اما اینبار باید هزینه ی هنگفت اسکان و غذا و رفت و آمد را متحمل شوند .. چادر زدن تا چند کیلومتری اطراف حرم ممنوع است و خلاصه امام ما شده امام پولدارها.. که خدا نکند اولیه های اصول اقتصادی “آدام اسمیت ”  به خطر بیوفتد که منفعت شخص در جهت منفعت جامعه است و ایضا ” پول ثروت ملل ” است.. که نکند اقتصاد خرد و کلان گریگوری منکیو و اصول ده گانه ی اقتصادی صفحات اولش خاک بخورد .. که نکند در این اقتصاد سرمایه دار فلان هتل که ترکیب اسمش حتی پارادوکسیکال است ( عبارت “هتل مجلل” “فلان” که فلانش مکتبی از از دنیا زدگان و غیر مادی گراهاست) ضرری که نه ، سود کمتری کند .. که شاید توسعه مان کم نشود .. که اصلا توسعه اینجا در عدم رضایت شغلی و روحی مستخدم همان هتل نیست و فقط پول ثروت ملت ماست.. که روحیه ی کارگر مستخدم هتل سرکوب بشود .. به واسطه ی حقوق کمتر تحقیر بشود .. و به واسطه ی همین پول که تنها ارزش موجود تعریف شد است مجبور بشود که هر کاری را بکند بدون آنکه به آن عشق بورزد ..
” در نظام اسلامی کار هرکس مستقیما بر اعتقادات و تمایزات کیفی و روحی افراد بنا می شود و آنچه انسان ها را به کار وامیدارد نه پول ، که عشق است. مومن تابع اعتقاد خویش است نه اقتصاد. و عمل او مستقیما بر نیت اوست که بنا می شود . در سیستم کارخانه ای ، کارگر و کارمند پیوند اعتقادی خویش با کارش را از دست می دهد و بالاجبار ، فقط برای امرار معاش دست به کار میزند و از آنجا که همه یاحتیاجات او با پول برآورده می شود این پول است که غایت آمال و مبدا و میزان همه ی ارزش ها می شود.” ( ۱)
“عصر ما به راستی عصر شگفتی هاست. از یک سو نظری به آنچه در درون آسمان خراش های “وال استریت ” می گذرد بیاندازید و از سوی دیگر “صلواتی” های در جبهه را نگاه کنید ; وقتی انسان بنیان کار و حیات خویش را بر “اعقاد” خود بنا کند نخستین چیزی که نقش محوری خود را از دست می دهد “پول” است و درست به همین علت، انسان در محدوده ی “جبهه اسلام” به پول نیاز ندارد. در جبهه دیگر به پول که همه چیز را به صورت قلابی و غیر حقیقی به یکدیگر پیوند می دهد نیازی نیست و اینچنین ، “اقتصاد پولی” به ” اقتصاد صلواتی” تبدیل می شود” ( ۲)
باید توجه داشت که متن حاضر منکر تاثیرات اعتباری و کاهش مشکلات ناشی از عدم پول توسط چنین چیز اعتباری نیست ، لکن تلاشی است برای نمایش آنچه که به واسطه ی قرار گرفتن پول در محور و هدف همه ی امورات زندگی انسانی اتفاق
می افتد با آنچه که باید در تقابل با چنین سیری اتفاق بیوفتد .
————————————
۱)شهید سید مرتضی آوینی ، توسعه و مبانی تمدن غرب ، صفحه ۹۹
۲)همان ،صفحه ۱۰۰

حب الشیء یعمی و یصم!!

Paris-kill1

“حب الشئ یعمی و یصم”

جالب است که دو روز پیش بیروت مورد حمله قرار گرفت و انسانیت کشته شد و دیروز پاریس و بازهم انسانیت کشته شد..اما انسانیت بدتر از آن وقتی کشته می شود که مو بلوندهای فرانسه را انسان بدانی و اهل بیروت را نه..

#انسانیت_آپارتاید #فرانسوی_ها_فقط_انسانند !!

+دوستی برایم در اینستاگرام کامنت گذاشته بود : “دیالوگ جدایی نادر از سیمین: بچه های شما فقط آدمن ؟! بچه های ما توله سگن ؟!”

++در حماقت این جماعت دل بده و پس گردنی بستان به اروپا و آمریکا مانده ام..مانده ام این ها که دم از انسانیت میزنند برای ضاحیه ی بیروت و برای این سه سال جنگ سوریه و برای بمباران غیرنظامیان افغانستان و عراق توسط آمریکا و برای کشته شدن هر روزه ی صد ها یمنی و .. هم حتی یکبار صدایشان در آمد ؟! راستی عکس پروفایلتان را که به پرچم فرانسه تغییر دادید چه قدر بهتان می آید…حب الشی یعمی و یصم..!!!!

دل نوشت:نفرین به جنگ..نفرین به ظلم..

۳ آبان !!!

دیشب، شب ورود من به دهه ی “سوم” زندگی بود..”زنده گی” ، که شاید نتوان گفت ورود به “سومین” دهه ی زندگی،که ما قبرستان نشینان عادات سخیف شده ایم…
شام غریبان خاندان “سومین” امام شیعه..دیشب .. روضه ای رفتم…
میگفت هر شخصی یک روز تولد شخص دارد و یک روز تولد شخصیت..مسلم را کدام یک از ما تولد شخصی اش را میدانیم و کدام یک به نقطه ی عطف شخصیتش می شناسیم؟! ایضا حر را…و حسین را حتی…
دلنوشت:کاش که تولدمان مبارک شود ..

زیر علم تو..

board2(3)-Instagram

طرج نوشت: بیت زیباتر از این نمیشد”زیر علمت امن ترین جای جهان است ، آن را که عیان است چه حاجت به بیان است..” امنیتی اگر هست ، ارامشی ایضا و خیلی چیزهای دیگر از برپابودن علم حضرت سالار شهیدان در اینجاست..

+جهت دریافت این طرح در ابعاد والپیپر روی این لینک کلیک کنید.

++می توانید کانال تلگرامی یا صفحه اینستاگرام گروه علمی فرهنگی طلوع(بسیج دانشکده مکانیک دانشگاه صنعتی امیرکبیر) را از این دو لینک دنبال نمایید.

دلنوشت:غصه ی عشق از آن روز شروع شد که خدا ، عشق یک بی کفن انداخت میان دل ما..

تجدید حیات !!

این دریچه را باز هم بعد از هفت ماه به روز می کنم،به صرف اینکه باز هم نفسی بکشد و خونی در رگ هایش جاری باشد،بماند که مشکلات فنی و برنامه نویسی هم در خرابی به روزرسانی اش دخیل بودند،اما حالا دیگر احساس پنج سال پیش که اولین سایتم را راه انداختم را ندارم..خدا را شکر سیاهی لشکر و غیر سیاهی لشکر به وفور در این فضای به اصطلاح مجازی یافت می شود..اهمیت هنر و گرافیک و موسیقی و … را خیلی از ماها یافته ایم و اوضاع کمی بهتر شده است.. حالا اما فرصت تجربه ی عرصه های جدید است،در این پنج سال،گرافیک را تا سطحی تجربه کردم،در صداها و عرصه ی صوت،کمی وارد شدم،اما حالا نوبت بقیه ی عرصه ها هم هست،ایضاً کار فردی سطح توانایی فردی را دخیل می کند و کار تیمی که ما ایرانی ها درست یاد هم نگرفتیمش،توانایی های نامحدود جمعی را دخیل می کند.. حالا دیگر بیشتر دوست دارم تا کار تیمی،اهداف بلند مدت و تخصص بیشتر را در کارها ببینم..که “ید الله مع الجماعه”..

از این به بعد ان شا الله باز هم این سایت به حیات خودش ادامه بدهد..لکن هدف سایت دیگر ممکن است گرافیک خشک و خالی نباشد،دیگر گاهی تریبون اعلام برنامه ای و انتشار کارها و محتواهای مختلف باشد..شاید بیشتر دریچه ای برای انتشارات و اعلانات مورد نظر…ان شا الله به مرور محتواهای تولیدی که در این مدت غیرفعال بودن این درگاه تولید شده اند را انتشار میدهم..
پانوشت: یک تشکر هم از امین شاهنظری عزیز که معضل فنی این سایت رو بر طرف کرد..
دل نوشت:من از آن روز گه در بند تو ام آزادم..